der Tunnelboden
کف تونل
Bedeutungen
1
سطح زیرین یک تونل که معمولاً برای عبور وسایل نقلیه یا عابران پیاده استفاده میشود.
- Der Tunnelboden war nass vom Regen.کف تونل از باران خیس بود.
- Die Bauarbeiter arbeiteten am Tunnelboden, um ihn zu verstärken.کارگران ساختمانی روی کف تونل کار میکردند تا آن را تقویت کنند.
- Auf dem Tunnelboden bildeten sich Pfützen.روی کف تونل چالههای آب تشکیل شده بود.