„Als der Morgen dämmert, schaue ich durch ein gezacktes Loch in der Seitenwand, durch Sehschlitze, schließlich aus der ''Turmluke'' vorsichtig hinaus.“
"هنگامی که صبح دمید، از میان سوراخی دندانه دار در دیوار کناری، از میان شکافهای دید، سرانجام با احتیاط از دریچه برج بیرون را نگاه کردم."