اسم
از دست دادن توپ (در ورزش) / گردش (در متابولیسم)
جملات نمونه برای Turnover:
Je größer das zu produzierende Molekül, desto länger dauert der ''Turnover''.
«هرچه مولکول تولیدی بزرگتر باشد، گردش آن بیشتر طول میکشد.»
„Die Annahme, dass ein hoher ''Turnover'' eine hohe neuronale Aktivität reflektiere ist bislang noch unbewiesen und für die obige Definition der Aktivität nicht notwendigerweise richtig.“
«این فرض که گردش بالا نشاندهنده فعالیت عصبی بالا است، تاکنون اثبات نشده و لزوماً برای تعریف فعالیت فوق صحیح نیست.»