die Ubiquität

Aussprache: /ubiˌkviˈtɛːt/
Worttrennung: Ubi·qui·tät
اسم

همه‌جا‌حاضری، همه‌جا‌بودگی

Bedeutungen

1

خاصیت یا وضعیت همه‌جا حاضر بودن؛ حضور در مکان‌های متعدد به طور همزمان یا در یک زمان.

  • Die Ubiquität von Smartphones hat die Kommunikation verändert.همه‌جا‌حاضری گوشی‌های هوشمند، ارتباطات را تغییر داده است.
  • Die Ubiquität des Internets ist ein Merkmal unserer Zeit.همه‌جا‌بودگی اینترنت یکی از ویژگی‌های دوران ماست.
  • Die Kirche predigte die Ubiquität Gottes.کلیسای آن زمان، همه‌جا‌حاضری خداوند را موعظه می‌کرد.