die Uferböschung

Aussprache: /ˈuːfɐˌbœʃʊŋ/
Worttrennung: Ufer·bö·schung
اسم

شیب ساحلی

Bedeutungen

1

شیب ملایم یا تند در امتداد ساحل رودخانه، دریاچه یا دریا که معمولاً با پوشش گیاهی پوشیده شده است.

  • Die Kinder spielten am Uferböschung des Sees.بچه‌ها در شیب ساحلی دریاچه بازی می‌کردند.
  • Die Uferböschung wurde mit Gras bepflanzt, um Erosion zu verhindern.شیب ساحلی با چمن کاشته شد تا از فرسایش جلوگیری شود.
  • Man kann auf der Uferböschung spazieren gehen und die Aussicht genießen.می‌توان در شیب ساحلی قدم زد و از منظره لذت برد.