der Uhrenladen

Aussprache: /ˈuːʁənˌlaːdn̩/
Worttrennung: Uh·ren·la·den
اسم

ساعت‌فروشی

Bedeutungen

1

مغازه‌ای که انواع ساعت‌های مچی، دیواری و رومیزی را به فروش می‌رساند و معمولاً خدمات تعمیر ساعت را نیز ارائه می‌دهد.

  • Er repariert seine alte Uhr in einem Uhrenladen.او ساعت قدیمی خود را در یک ساعت‌فروشی تعمیر می‌کند.
  • Der neue Uhrenladen hat eine große Auswahl an Marken.ساعت‌فروشی جدید مجموعه بزرگی از برندها را دارد.
  • Ich suche ein Geschenk und dachte an einen Uhrenladen.من به دنبال هدیه هستم و به یک ساعت‌فروشی فکر کردم.