der Uhrenladen
ساعتفروشی
Bedeutungen
1
مغازهای که انواع ساعتهای مچی، دیواری و رومیزی را به فروش میرساند و معمولاً خدمات تعمیر ساعت را نیز ارائه میدهد.
- Er repariert seine alte Uhr in einem Uhrenladen.او ساعت قدیمی خود را در یک ساعتفروشی تعمیر میکند.
- Der neue Uhrenladen hat eine große Auswahl an Marken.ساعتفروشی جدید مجموعه بزرگی از برندها را دارد.
- Ich suche ein Geschenk und dachte an einen Uhrenladen.من به دنبال هدیه هستم و به یک ساعتفروشی فکر کردم.