die Umerziehung

Aussprache: /ˈʊmʔɛɐ̯ˌtsiːʊŋ/
Worttrennung: Um·er·zie·hung
اسم

بازآموزی، اصلاح عقیده

Bedeutungen

1

فرآیند آموزش مجدد یا اصلاح عقاید و رفتار فرد، اغلب در زمینه‌های سیاسی یا اجتماعی.

  • Nach dem Krieg wurden viele Gefangene zur Umerziehung in Lager gebracht.پس از جنگ، بسیاری از اسرا برای بازآموزی به اردوگاه‌ها فرستاده شدند.
  • Die Umerziehung von politischen Gegnern war ein Merkmal des Regimes.اصلاح عقیده مخالفان سیاسی یکی از ویژگی‌های آن رژیم بود.
  • Manche Kritiker sehen in dem Programm eine Form der Umerziehung.برخی منتقدان این برنامه را نوعی بازآموزی می‌دانند.