die Umerziehung
بازآموزی، اصلاح عقیده
Bedeutungen
1
فرآیند آموزش مجدد یا اصلاح عقاید و رفتار فرد، اغلب در زمینههای سیاسی یا اجتماعی.
- Nach dem Krieg wurden viele Gefangene zur Umerziehung in Lager gebracht.پس از جنگ، بسیاری از اسرا برای بازآموزی به اردوگاهها فرستاده شدند.
- Die Umerziehung von politischen Gegnern war ein Merkmal des Regimes.اصلاح عقیده مخالفان سیاسی یکی از ویژگیهای آن رژیم بود.
- Manche Kritiker sehen in dem Programm eine Form der Umerziehung.برخی منتقدان این برنامه را نوعی بازآموزی میدانند.