der Umfang
حجم، گستره، محیط (هندسی)، اندازه
Bedeutungen
1
اندازه یا ابعاد یک شیء، به ویژه طول خط دور آن (محیط).
- Der Umfang des runden Tisches beträgt zwei Meter.محیط میز گرد دو متر است.
- Wir müssen den Umfang des Baumes messen.ما باید محیط تنه درخت را اندازه بگیریم.
- Der Umfang des Kreises wurde berechnet.محیط دایره محاسبه شد.
2
گستره، وسعت یا دامنه یک موضوع، مسئله یا فعالیت.
- Der Umfang des Problems ist noch nicht vollständig erfasst.گستره مشکل هنوز به طور کامل درک نشده است.
- Die Auswirkungen des Klimawandels sind von globalem Umfang.تأثیرات تغییرات آب و هوایی دامنه جهانی دارند.
- Das Projekt hat einen beachtlichen Umfang.این پروژه گستره قابل توجهی دارد.
3
حجم یا مقدار کلی چیزی.
- Der Umfang der Produktion ist im letzten Jahr gestiegen.حجم تولید در سال گذشته افزایش یافته است.
- Wir müssen den Umfang der notwendigen Arbeiten abschätzen.ما باید حجم کارهای لازم را تخمین بزنیم.
- Der Umfang des Handels zwischen den beiden Ländern ist enorm.حجم تجارت بین دو کشور عظیم است.