umkreisen

Aussprache: /ʊmˈkraɪ̯zn̩/
Wortzerlegung: um·krei·sen
فعل

احاطه کردن، در دایره حرکت کردن، دور زدن

Beispiele

  • Zwei Kämpfer ''umkreisen'' sich, taxieren einander, warten, wägen ab.دو مبارز "یکدیگر را احاطه می‌کنند"، به هم نگاه می‌کنند، منتظر می‌مانند، ارزیابی می‌کنند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

دور چیزی چرخیدن، مدار چیزی را طی کردن، احاطه کردن

  • Die Erde umkreist die Sonne.زمین به دور خورشید می‌چرخد.
  • Ein Satellit umkreist die Erde in einer bestimmten Bahn.یک ماهواره در مداری مشخص به دور زمین می‌چرخد.