die Umnachtung
زوال عقل، جنون، دیوانگی
Bedeutungen
1
وضعیت از دست دادن قوای عقلانی، جنون یا اختلال شدید ذهنی.
- Die plötzliche Umnachtung des alten Mannes beunruhigte seine Familie.زوال عقل ناگهانی پیرمرد خانوادهاش را نگران کرد.
- Manche Medikamente können als Nebenwirkung zu vorübergehender Umnachtung führen.برخی داروها میتوانند به عنوان عارضه جانبی منجر به زوال عقل موقت شوند.
- Die Geschichte handelt von einem König, der in Umnachtung verfiel und sein Reich ruinierte.این داستان درباره پادشاهی است که به جنون مبتلا شد و امپراتوری خود را ویران کرد.