der Umsatz Aussprache:/ˈʊmˌzat͡s/Wortzerlegung:Um·satz اسم میزان فروش، گردش مالی جملات نمونه برای Umsatz:Durch den Verkauf von 500 Kugeln Speiseeis zu 1 Euro pro Kugel hatte der Eisverkäufer einen ''Umsatz'' von 500 Euro.بستنیفروش با فروش ۵۰۰ اسکوپ بستنی به قیمت ۱ یورو برای هر اسکوپ، ۵۰۰ یورو «گردش مالی» داشت.„Die Baufirmen melden die höchsten ''Umsätze'' seit über 20 Jahren.“«شرکتهای ساختمانی بالاترین میزان فروش خود را در بیش از ۲۰ سال اخیر گزارش میدهند.»