اسم
تغییر، جابجایی، انتقال (از چیزی به چیز دیگر)
جملات نمونه برای Umstieg:
Der ''Umstieg'' von Raucher zu Nichtraucher fiel ihm nicht leicht.
تغییر از سیگار کشیدن به نکشیدن برایش آسان نبود.
Den ''Umstieg'' am Hauptbahnhof hat sie vergessen und dadurch hat sie ihren Anschlusszug verpasst.
او تعویض در ایستگاه اصلی را فراموش کرد و به همین دلیل قطار بعدی خود را از دست داد.