اسم
بزم نوشیدنی، دورهمی با نوشیدنی
جملات نمونه برای Umtrunk:
Er veranstaltete zum Dienstantritt einen ''Umtrunk.''
او به مناسبت شروع کارش یک ''بزم نوشیدنی'' ترتیب داد.
Bei diesem ''Umtrunk'' waren alle Persönlichkeiten anwesend.
در این ''دورهمی نوشیدنی'' همه شخصیتها حضور داشتند.
Der Stammtisch veranstaltete einen ''Umtrunk'' und sammelte nebenbei Spenden für soziale Zwecke.
باشگاه مشتریان یک ''بزم نوشیدنی'' برگزار کرد و در کنار آن برای اهداف اجتماعی کمک مالی جمعآوری کرد.