die Unausführbarkeit
غیرقابل اجرا بودن، عدم امکان اجرا
Bedeutungen
1
ویژگی یا حالت چیزی که نمیتوان آن را عملی کرد، اجرا کرد یا به انجام رساند؛ عدم امکان عملیاتی شدن.
- Die Unausführbarkeit des Projekts lag an den hohen Kosten.عدم امکان اجرای پروژه به دلیل هزینههای بالا بود.
- Wir müssen die Unausführbarkeit dieses Plans erkennen.ما باید عدم امکان اجرای این طرح را تشخیص دهیم.
- Die Unausführbarkeit der Idee wurde schnell offensichtlich.غیرقابل اجرا بودن ایده به سرعت آشکار شد.