die Unausführbarkeit

Aussprache: /ˈuːnaʊsfyːɐ̯baʁkaɪt/
Worttrennung: Un·aus·führ·bar·keit
اسم

غیرقابل اجرا بودن، عدم امکان اجرا

Bedeutungen

1

ویژگی یا حالت چیزی که نمی‌توان آن را عملی کرد، اجرا کرد یا به انجام رساند؛ عدم امکان عملیاتی شدن.

  • Die Unausführbarkeit des Projekts lag an den hohen Kosten.عدم امکان اجرای پروژه به دلیل هزینه‌های بالا بود.
  • Wir müssen die Unausführbarkeit dieses Plans erkennen.ما باید عدم امکان اجرای این طرح را تشخیص دهیم.
  • Die Unausführbarkeit der Idee wurde schnell offensichtlich.غیرقابل اجرا بودن ایده به سرعت آشکار شد.