die Unausgegorenheit
ناپختگی، عدم بلوغ، نارسایی
Bedeutungen
1
به معنای عدم پختگی، نارسایی یا عدم تکامل در یک ایده، طرح، یا محصول که هنوز آماده ارائه یا اجرا نیست.
- Die Unausgegorenheit des Vorschlags war offensichtlich.ناپختگی این پیشنهاد آشکار بود.
- Manche Ideen bleiben in ihrer Unausgegorenheit stecken und werden nie realisiert.برخی ایدهها در نارسایی خود باقی میمانند و هرگز عملی نمیشوند.
- Die Jury kritisierte die Unausgegorenheit des Konzepts.هیئت داوران از عدم تکامل این طرح انتقاد کرد.