die Unbesonnenheit
بی احتیاطی، بیفکری، عجله
Bedeutungen
1
فقدان تفکر، احتیاط یا سنجیدگی در عمل؛ انجام کاری بدون در نظر گرفتن عواقب آن.
- Seine Unbesonnenheit führte zu einem schweren Unfall.بیاحتیاطی او منجر به یک تصادف شدید شد.
- Man sollte nicht aus reiner Unbesonnenheit handeln.نباید صرفاً از روی بیفکری عمل کرد.
- Die Unbesonnenheit des jungen Fahrers war offensichtlich.بیاحتیاطی راننده جوان آشکار بود.