اسم
بیفرهنگی، فقدان دانش یا تربیت
جملات نمونه برای Unbildung:
Sie müssen ihn vor allem unzufrieden machen mit seinem Zustand der ''Unbildung,'' das heißt Hilflosigkeit.
شما باید او را بیش از هر چیز نسبت به وضعیت بیفرهنگیاش، یعنی درماندگیاش، ناراضی کنید.