die Unfallhäufigkeit

Aussprache: /ˈʊnfalˌhɔɪ̯fɪçkaɪ̯t/
Worttrennung: Un·fall·häu·fig·keit
اسم

فراوانی تصادف

Bedeutungen

1

میزان تکرار یا تعداد وقوع تصادفات در یک دوره زمانی یا مکان مشخص.

  • Die Unfallhäufigkeit auf dieser Landstraße ist besorgniserregend hoch.فراوانی تصادف در این جاده روستایی به طرز نگران‌کننده‌ای بالاست.
  • Statistiken zeigen eine Zunahme der Unfallhäufigkeit im Stadtverkehr.آمارها افزایش فراوانی تصادف در ترافیک شهری را نشان می‌دهند.
  • Wir müssen Maßnahmen ergreifen, um die Unfallhäufigkeit zu reduzieren.ما باید اقداماتی را برای کاهش فراوانی تصادف انجام دهیم.