die Ungenießbarkeit
غیرقابل خوردن بودن، غیرقابل مصرف بودن
Bedeutungen
1
ویژگی یا حالتی که باعث میشود یک ماده غذایی یا نوشیدنی به دلیل فساد، آلودگی، طعم نامطبوع یا سمی بودن، قابل خوردن یا آشامیدن نباشد.
- Die Ungenießbarkeit der Milch wurde durch den sauren Geruch offensichtlich.غیرقابل خوردن بودن شیر از بوی ترش آن آشکار بود.
- Die Ungenießbarkeit der Pilze muss vor dem Verzehr geprüft werden.غیرقابل مصرف بودن قارچها باید قبل از خوردن بررسی شود.
- Wegen der langen Lagerung war die Ungenießbarkeit des Lebensmittels nicht zu vermeiden.به دلیل انبارداری طولانی، غیرقابل خوردن بودن مواد غذایی اجتنابناپذیر بود.