die Ungerührtheit
خونسردی، بیتفاوتی
Bedeutungen
1
حالت آرامش و عدم واکنش عاطفی یا هیجانی در مواجهه با موقعیتهای استرسزا یا ناراحتکننده؛ خونسردی.
- Er reagierte auf die schlechte Nachricht mit bemerkenswerter Ungerührtheit.او با خونسردی قابل توجهی به خبر بد واکنش نشان داد.
- Ihre Ungerührtheit in Krisensituationen macht sie zu einer wertvollen Mitarbeiterin.خونسردی او در موقعیتهای بحرانی، او را به کارمندی ارزشمند تبدیل کرده است.
- Trotz des Chaos bewahrte er eine gewisse Ungerührtheit.او علیرغم آشوب، مقداری خونسردی خود را حفظ کرد.
2
عدم علاقه یا توجه به چیزی یا کسی؛ بیتفاوتی یا بیاعتنایی.
- Seine Ungerührtheit gegenüber den Problemen anderer war enttäuschend.بیتفاوتی او نسبت به مشکلات دیگران ناامیدکننده بود.
- Die Ungerührtheit der Politiker gegenüber den Sorgen der Bürger ist offensichtlich.بیاعتنایی سیاستمداران به نگرانیهای شهروندان آشکار است.
- Er zeigte keinerlei Reaktion, nur eine völlige Ungerührtheit.او هیچ واکنشی نشان نداد، فقط بیتفاوتی کامل.