der Unglücksbote

Aussprache: /ˈʊnɡlʏksˌboːtə/
Worttrennung: Un·g·lücks·bo·te
اسم

پیام‌آور بدبختی، قاصد ناگوار

Bedeutungen

1

شخص یا چیزی که خبر بد یا ناگواری را می‌آورد؛ کسی که مظهر یا حامل بدشانسی تلقی می‌شود.

  • Der schwarze Rabe wurde oft als Unglücksbote angesehen.کلاغ سیاه اغلب به عنوان پیام‌آور بدبختی تلقی می‌شد.
  • Seine Ankunft war ein Unglücksbote für das ganze Dorf.ورود او برای کل روستا قاصد ناگوار بود.
  • Sie fürchtete, dass der Brief ein Unglücksbote sein könnte.او می‌ترسید که نامه بتواند پیام‌آور بدبختی باشد.