der Unglücksmensch

Aussprache: /ˈʊnɡlʏksˌmɛnʃ/
Worttrennung: Un·g·lücks·mensch
اسم

بدشانس، آدم بدبختی که همیشه اتفاقات ناگوار برایش می‌افتد

Bedeutungen

1

شخصی که به طور مداوم بدشانسی می‌آورد یا اتفاقات ناگوار برایش رخ می‌دهد؛ فردی که انگار نفرین شده است.

  • Er ist wirklich ein Unglücksmensch; ihm passiert ständig etwas.او واقعاً آدم بدشانسی است؛ همیشه اتفاقی برایش می‌افتد.
  • Manche sagen, sie sei ein Unglücksmensch, weil ihr immer das Schlimmste widerfährt.برخی می‌گویند او آدم بدبختی است، چون همیشه بدترین اتفاقات برایش رخ می‌دهد.
  • Der arme Unglücksmensch verlor schon wieder seinen Job.این آدم بدبخت بیچاره دوباره شغلش را از دست داد.