der Unglücksmensch
بدشانس، آدم بدبختی که همیشه اتفاقات ناگوار برایش میافتد
Bedeutungen
1
شخصی که به طور مداوم بدشانسی میآورد یا اتفاقات ناگوار برایش رخ میدهد؛ فردی که انگار نفرین شده است.
- Er ist wirklich ein Unglücksmensch; ihm passiert ständig etwas.او واقعاً آدم بدشانسی است؛ همیشه اتفاقی برایش میافتد.
- Manche sagen, sie sei ein Unglücksmensch, weil ihr immer das Schlimmste widerfährt.برخی میگویند او آدم بدبختی است، چون همیشه بدترین اتفاقات برایش رخ میدهد.
- Der arme Unglücksmensch verlor schon wieder seinen Job.این آدم بدبخت بیچاره دوباره شغلش را از دست داد.