der Unglückstag

Aussprache: /ˈʊnɡlʏkstaːk/
Worttrennung: Un·g·lücks·tag
اسم

روز بدشانسی، روز نحس

Bedeutungen

1

روزی که فرد در آن اتفاقات ناخوشایند، بدشانسی‌ها یا حوادث منفی زیادی را تجربه می‌کند.

  • Heute ist definitiv ein Unglückstag, alles geht schief.امروز قطعاً روز بدشانسی است، همه چیز اشتباه پیش می‌رود.
  • Sie weigerte sich, an diesem Unglückstag wichtige Entscheidungen zu treffen.او از تصمیم‌گیری‌های مهم در این روز نحس خودداری کرد.
  • Der Freitag der 13. gilt für viele als Unglückstag.جمعه سیزدهم برای بسیاری به عنوان روز بدشانسی تلقی می‌شود.