das Unheil Aussprache:/ˈʊnhaɪ̯l/Wortzerlegung:Un·heil اسم فاجعه، مصیبت، بدبختی جملات نمونه برای Unheil:Ohne große prophetische Gabe konnte man das ''Unheil'' kommen sehen.بدون موهبت پیامبرگونه بزرگی هم میشد دید که فاجعه در راه است.Ebenfalls im Volksglauben verwurzelt sind Unglücksbringer, die angeblich ''Unheil'' heraufbeschwören.همچنین ریشه در باور عامیانه دارد که مسببان بدبختی ادعا میشود فاجعه به پا میکنند.