die Unklarheit
ابهام، عدم وضوح، تردید
Bedeutungen
1
وضعیت یا حالتی که در آن چیزی واضح، روشن یا قطعی نیست؛ وجود ابهام، سردرگمی یا تردید.
- Es herrscht große Unklarheit über die genauen Pläne.ابهام زیادی در مورد برنامههای دقیق وجود دارد.
- Die Unklarheit der Anweisungen führte zu Fehlern.عدم وضوح دستورالعملها منجر به اشتباه شد.
- Wegen der Unklarheit der Situation zogen sie sich zurück.به دلیل ابهام وضعیت، آنها عقبنشینی کردند.