اسم
بیعدالتی، ناحق، کار نادرست
جملات نمونه برای Unrecht:
Er kann Recht nicht von ''Unrecht'' unterscheiden.
او نمیتواند حق را از ناحق تشخیص دهد.
Ihr widerfuhr himmelschreiendes ''Unrecht.''
بیعدالتی تکاندهندهای در حق او رخ داد.
„Mit dem Fall der Mauer wurde dieses ''Unrecht'' über Nacht beendet.“
«با سقوط دیوار برلین، این بیعدالتی یکش شبه به پایان رسید.»