das Unschuldslamm
بره بیگناه، معصوم، قربانی بیگناه
Bedeutungen
1
شخصی که بیگناه است اما به ناحق مورد اتهام، سرزنش یا مجازات قرار میگیرد؛ کسی که قربانی شرایط یا اعمال دیگران میشود بدون اینکه تقصیری داشته باشد.
- Er wurde zum Sündenbock gemacht, ein wahres Unschuldslamm.او را مقصر جلوه دادند، یک بره بیگناه واقعی.
- Die Kinder sind die Unschuldslämmer in diesem Konflikt.کودکان معصومان در این درگیری هستند.
- Sie fühlte sich wie ein Unschuldslamm, das zu Unrecht beschuldigt wurde.او احساس میکرد مانند یک بره بیگناه است که به ناحق متهم شده بود.