das Unschuldslamm

Aussprache: /ˈʊnʃʊlt͡sˌlam/
Worttrennung: Un·schulds·lamm
اسم

بره بی‌گناه، معصوم، قربانی بی‌گناه

Bedeutungen

1

شخصی که بی‌گناه است اما به ناحق مورد اتهام، سرزنش یا مجازات قرار می‌گیرد؛ کسی که قربانی شرایط یا اعمال دیگران می‌شود بدون اینکه تقصیری داشته باشد.

  • Er wurde zum Sündenbock gemacht, ein wahres Unschuldslamm.او را مقصر جلوه دادند، یک بره بی‌گناه واقعی.
  • Die Kinder sind die Unschuldslämmer in diesem Konflikt.کودکان معصومان در این درگیری هستند.
  • Sie fühlte sich wie ein Unschuldslamm, das zu Unrecht beschuldigt wurde.او احساس می‌کرد مانند یک بره بی‌گناه است که به ناحق متهم شده بود.