die Unselbständigkeit
عدم استقلال، وابستگی
Bedeutungen
1
وضعیت یا حالتی که در آن فرد یا چیزی به طور کامل به دیگری وابسته است و قادر به استقلال در عمل، فکر یا تصمیمگیری نیست.
- Die Unselbständigkeit der Kinder macht den Eltern oft Sorgen.عدم استقلال کودکان اغلب والدین را نگران میکند.
- Er litt unter seiner emotionalen Unselbständigkeit und suchte ständig nach Bestätigung.او از عدم استقلال عاطفی خود رنج میبرد و دائماً به دنبال تأیید بود.
- Die wirtschaftliche Unselbständigkeit der Region führte zu Abwanderung.عدم استقلال اقتصادی منطقه منجر به مهاجرت شد.