die Unselbstständigkeit
عدم استقلال، وابستگی
Bedeutungen
1
وضعیت یا حالتی که در آن فرد یا چیزی به طور کامل به دیگری وابسته است و قادر به استقلال در عمل، فکر یا تصمیمگیری نیست. (این واژه املای جایگزین و کمتر رایج Unselbständigkeit است)
- Die Unselbstständigkeit des jungen Mannes war offensichtlich.عدم استقلال مرد جوان آشکار بود.
- Viele ältere Menschen kämpfen mit der Unselbstständigkeit nach einem Unfall.بسیاری از افراد مسن با عدم استقلال پس از یک حادثه دست و پنجه نرم میکنند.
- Die Unselbstständigkeit in politischen Entscheidungen war ein großes Problem.عدم استقلال در تصمیمگیریهای سیاسی یک مشکل بزرگ بود.