اسم
چرندیات، مزخرف، کار بیمعنی، پرت و پلا
جملات نمونه برای Unsinn:
Was für einen ''Unsinn'' sie da wieder von sich gibt!
باز هم چه چرندیاتی دارد میگوید!
Du glaubst wohl auch jeden ''Unsinn,'' oder?
تو هم حتماً هر حرف بیمعنی را باور میکنی، این طور نیست؟
Das ist doch ''Unsinn!'' Nun geh mal wieder nach Hause und sprich mit deinen Eltern.
این که دیگر خیلی بیمعنی است! حالا برگرد خانه و با پدر و مادرت صحبت کن.