die Unteraktivität

Aussprache: /ˌʊntɐʔaktiːviˈtɛːt/
Worttrennung: Un·ter·ak·ti·vi·tät
اسم

کم‌کاری، کم‌فعالی، فعالیت ناکافی

Bedeutungen

1

فعالیت کمتر از حد لازم یا طبیعی؛ مشابه Hypoaktivität اما گاهی با تأکید بیشتر بر عملکرد ناکافی.

  • Die Unteraktivität der Nieren beeinträchtigt die Ausscheidung von Giftstoffen.کم‌کاری کلیه‌ها دفع سموم را مختل می‌کند.
  • Ärzte stellten eine leichte Unteraktivität des Stoffwechsels fest.پزشکان کم‌کاری خفیفی در متابولیسم را تشخیص دادند.
  • Diese Maschine zeigt Anzeichen von Unteraktivität und muss gewartet werden.این دستگاه نشانه‌های فعالیت ناکافی را نشان می‌دهد و نیاز به نگهداری دارد.