der Unterbringungsbefehl

Aussprache: /ˈʊntɐˌbʁɪŋʊŋsbəˌfeːl/
Worttrennung: Un·ter·brin·gungs·be·fehl
اسم

حکم جلب و بستری اجباری (در مراکز درمانی)

Bedeutungen

1

دستور قانونی که به مقامات اجازه می‌دهد فردی را که به دلیل بیماری روانی یا اختلال رفتاری برای خود یا دیگران خطرناک تلقی می‌شود، بدون رضایت او در یک مرکز درمانی یا موسسه نگهداری بستری کنند.

  • Der Richter erließ einen Unterbringungsbefehl für den psychisch kranken Mann.قاضی حکم جلب و بستری اجباری مرد بیمار روانی را صادر کرد.
  • Ohne einen Unterbringungsbefehl darf die Klinik niemanden gegen seinen Willen aufnehmen.بدون حکم بستری اجباری، کلینیک نمی‌تواند کسی را برخلاف میلش پذیرش کند.
  • Die rechtlichen Voraussetzungen für einen Unterbringungsbefehl sind streng.شرایط قانونی برای صدور حکم بستری اجباری سختگیرانه است.