unterdrücken

Aussprache: /ˌʊntɐˈdrʏkn̩/
Worttrennung: un·ter·drü·cken
فعل

سرکوب کردن، فرو خوردن (خشم و خنده)، پنهان کردن (شماره تلفن)

Bedeutungen

1 Akkusativ

یک مردم، شورش یا معترضان را با قدرت و زور سرکوب کردن

  • Die Regierung unterdrückte den Aufstand mit militärischer Gewalt.دولت شورش را با قدرت نظامی سرکوب کرد.
  • Das Diktaturregime unterdrückt die Opposition.رژیم دیکتاتوری اپوزیسیون را سرکوب می‌کند.
2 Akkusativ

احساسات، گریه، خنده، سرفه یا عطسه را به زور نگه داشتن و فرو خوردن

  • Sie unterdrückte ein Lachen, um höflich zu bleiben.او خنده‌اش را خفه کرد تا مبادی آداب بماند.
  • Er versuchte, seine Wut zu unterdrücken.او سعی کرد خشم خود را سرکوب کند.
3 Akkusativ

مانع پیشرفت، رشد یا آزادی بیان شدن

  • Das System unterdrückt die freie Meinungsäußerung.این سیستم آزادی بیان را سرکوب می‌کند.
  • Man darf neue Ideen nicht unterdrücken.نباید جلوی ایده‌های جدید را گرفت و آن‌ها را سرکوب کرد.
4 Akkusativ

شماره تلفن خود را هنگام تماس مخفی کردن (Caller ID)

  • Er hat seine Rufnummer bei dem Anruf unterdrückt.او هنگام تماس شماره تلفنش را مخفی کرد.
  • Anrufe mit unterdrückter Nummer nehme ich nicht an.تماس‌های با شماره ناشناس/مخفی را پاسخ نمی‌دهم.