die Untergrundbahnstation
ایستگاه مترو
Bedeutungen
1
مکانی که قطارهای زیرزمینی (مترو) در آن توقف میکنند تا مسافران سوار و پیاده شوند.
- Die nächste Untergrundbahnstation ist nur zwei Blocks entfernt.نزدیکترین ایستگاه مترو فقط دو بلوک فاصله دارد.
- Am Wochenende ist die Untergrundbahnstation oft sehr voll.در آخر هفته، ایستگاه مترو اغلب بسیار شلوغ است.
- Wir treffen uns an der Untergrundbahnstation um 15 Uhr.ما ساعت ۳ بعد از ظهر در ایستگاه مترو همدیگر را ملاقات میکنیم.