der Unterjäger

Aussprache: /ˈʊntɐˌjɛːɡɐ/
Worttrennung: Un·ter·jä·ger
اسم

شکارچی درجه پایین، درجه‌دار پیاده‌نظام سبک

Bedeutungen

1

در گذشته، درجه‌دار یا سرباز در نیروهای نظامی سبک یا شکارچی که وظایف پایین‌رده‌ای را بر عهده داشت.

  • Der Unterjäger musste die Patrouillen im Wald anführen.شکارچی درجه پایین موظف بود گشت‌زنی در جنگل را رهبری کند.
  • Er diente als Unterjäger in der leichten Infanterie.او به عنوان درجه‌دار پیاده‌نظام سبک خدمت می‌کرد.
  • Die Ausbildung zum Unterjäger war sehr anspruchsvoll.آموزش برای درجه‌داری پیاده‌نظام سبک بسیار چالش‌برانگیز بود.