das Unterkühlungsopfer
قربانی سرمازدگی، فرد دچار هیپوترمی
Bedeutungen
1
شخصی که به دلیل قرار گرفتن طولانی مدت در معرض سرما، دمای بدن او به طور خطرناکی پایین آمده است.
- Die Rettungskräfte brachten das Unterkühlungsopfer sofort in ein warmes Zelt.نیروهای امدادی قربانی سرمازدگی را بلافاصله به چادر گرمی منتقل کردند.
- Das Unterkühlungsopfer zeigte Symptome wie Zittern und Verwirrung.فرد دچار هیپوترمی علائمی مانند لرز و گیجی نشان میداد.
- Es ist wichtig, ein Unterkühlungsopfer langsam aufzuwärmen.مهم است که قربانی سرمازدگی را به آرامی گرم کرد.