die Unterlassungsklage

Aussprache: /ʊntɐˈlasʊŋsˌklaːɡə/
Worttrennung: Un·ter·las·sungs·kla·ge
اسم

دادخواست منع، دعوای توقف

Bedeutungen

1

یک دعوای حقوقی که در آن خواهان درخواست می‌کند تا خوانده از انجام یک عمل خاص منع شود، معمولاً در مواردی مانند نقض حق کپی‌رایت یا افترا.

  • Die Firma reichte eine Unterlassungsklage gegen den Wettbewerber ein.شرکت علیه رقیب خود دادخواست منع اقامه کرد.
  • Eine Unterlassungsklage kann teuer und zeitaufwendig sein.دعوای توقف می‌تواند پرهزینه و زمان‌بر باشد.
  • Der Anwalt prüft die Möglichkeit einer Unterlassungsklage.وکیل در حال بررسی امکان طرح دعوای منع است.