unterlaufen
رخ دادن خطا، دور زدن قانون، خونمرده شدن
Bedeutungen
1
jemandem (Dativ) unterläuft etwas
سهواً و ناخواسته اشتباه یا خطایی از کسی سر زدن (غیرجداشدنی)
- Mir ist leider ein fataler Fehler unterlaufen.متأسفانه اشتباه فاحشی از من سر زد.
- Dem Mitarbeiter sind beim Übertragen der Daten Fehler unterlaufen.هنگام انتقال دادهها، اشتباهاتی از کارمند سر زد.
2
Akkusativ
مخفیانه یا به شکلی قانون یا مقررات را دور زدن (غیرجداشدنی)
- Das Unternehmen hat die Vorschriften geschickt unterlaufen.شرکت مقررات را به زیبایی دور زد.
- Mit dieser Maßnahme wird das Gesetz unterlaufen.با این اقدام، قانون دور زده میشود.
3
blutunterlaufen / rot unterlaufen sein
جمع شدن خون زیر پوست یا در چشم در اثر ضربه (جداشدنی)
- Seine Augen waren rot unterlaufen.چشمانش سرخ و خونمرده شده بود.