das Unterpfand

Aussprache: /ˈʊntɐˌpfant/
Worttrennung: Un·ter·pfand
اسم

گرو، وثیقه، ضمانت، رهن

Bedeutungen

1

مال یا دارایی که برای تضمین بازپرداخت وام یا انجام تعهد، به عنوان گرو یا وثیقه نزد طلبکار گذاشته می‌شود.

  • Er musste sein Haus als Unterpfand für den Kredit anbieten.او مجبور شد خانه‌اش را به عنوان وثیقه وام ارائه دهد.
  • Die Bank verlangte ein solides Unterpfand für die Hypothek.بانک برای وام مسکن، وثیقه‌ای محکم درخواست کرد.
  • Ohne ein geeignetes Unterpfand wird der Kredit nicht genehmigt.بدون وثیقه مناسب، وام تأیید نخواهد شد.