die Unterstützung

Aussprache: /ʊntɐˈʃtʏt͡sʊŋ/
Worttrennung: Un·ter·stüt·zung
اسم

پشتیبانی، حمایت، کمک

Bedeutungen

1

کمک مالی، معنوی یا عملی که به کسی یا چیزی ارائه می‌شود.

  • Wir brauchen Ihre Unterstützung für dieses Projekt.ما به حمایت شما برای این پروژه نیاز داریم.
  • Die Familie bot ihm ihre volle Unterstützung an.خانواده حمایت کامل خود را به او ارائه دادند.
  • Dank der Unterstützung der Freiwilligen konnten wir das Fest organisieren.به لطف حمایت داوطلبان، ما توانستیم جشن را سازماندهی کنیم.
2

حمایت فنی یا عملی از یک محصول، نرم‌افزار یا سیستم.

  • Der Kundenservice bietet technische Unterstützung.خدمات مشتری پشتیبانی فنی ارائه می‌دهد.
  • Das Unternehmen garantiert lebenslange Unterstützung für seine Produkte.این شرکت پشتیبانی مادام‌العمر برای محصولات خود را تضمین می‌کند.
  • Die Software erhält regelmäßige Updates und Unterstützung.این نرم‌افزار به‌روزرسانی‌ها و پشتیبانی منظم دریافت می‌کند.