das Untersuchungsgefängnis

Aussprache: /ˌʊntɐˈzuːxʊŋsɡəˌfɛŋnɪs/
Worttrennung: Un·ter·su·chungs·ge·fäng·nis
اسم

بازداشتگاه، زندان موقت (برای متهمان در انتظار محاکمه)

Bedeutungen

1

مکانی که افراد مظنون یا متهم به جرم، قبل از محاکمه و صدور حکم، در آن نگهداری می‌شوند.

  • Der Angeklagte wurde in ein Untersuchungsgefängnis überführt.متهم به یک بازداشتگاه منتقل شد.
  • Die Haftbedingungen im Untersuchungsgefängnis sind oft sehr streng.شرایط نگهداری در زندان موقت اغلب بسیار سخت است.
  • Er verbrachte mehrere Monate im Untersuchungsgefängnis, bevor er freigesprochen wurde.او چندین ماه را در بازداشتگاه گذراند تا اینکه تبرئه شد.