der Untersuchungshäftling

Aussprache: /ˌʊntɐzuːxʊŋsˈhɛftlɪŋ/
Worttrennung: Un·ter·su·chungs·häft·ling
اسم

متهم بازداشتی، زندانی تحت بازداشت موقت

Bedeutungen

1

فردی که به اتهام ارتکاب جرم دستگیر شده و تا زمان برگزاری دادگاه یا تکمیل تحقیقات، در بازداشت به سر می‌برد و تحت بازجویی و بررسی‌های قضایی قرار دارد.

  • Der Untersuchungshäftling wurde dem Richter vorgeführt.متهم بازداشتی به قاضی احضار شد.
  • Die Haftbedingungen für einen Untersuchungshäftling sind oft streng.شرایط نگهداری برای یک زندانی تحت بازداشت موقت اغلب سختگیرانه است.
  • Sein Anwalt bemüht sich um eine vorzeitige Entlassung des Untersuchungshäftlings.وکیل او برای آزادی زودهنگام متهم بازداشتی تلاش می‌کند.