die Untersuchungshaft
بازداشت موقت، حبس احتیاطی
Bedeutungen
1
دوره بازداشت یک فرد مظنون به ارتکاب جرم قبل از محاکمه، به منظور جلوگیری از فرار، تبانی یا تکرار جرم.
- Der Verdächtige befindet sich in Untersuchungshaft.مظنون در بازداشت موقت به سر میبرد.
- Die Untersuchungshaft darf nur unter strengen Auflagen angeordnet werden.بازداشت موقت فقط تحت شرایط سخت قابل صدور است.
- Nach drei Monaten wurde er aus der Untersuchungshaft entlassen.پس از سه ماه، او از بازداشت موقت آزاد شد.