der Untersuchungstisch
میز معاینه
Bedeutungen
1
میزی که در مراکز درمانی و پزشکی برای معاینه بیماران استفاده میشود.
- Der Arzt bat den Patienten, sich auf den Untersuchungstisch zu legen.دکتر از بیمار خواست که روی میز معاینه دراز بکشد.
- Der Untersuchungstisch war mit frischem Papier bedeckt.میز معاینه با کاغذ تازه پوشانده شده بود.
- In der Praxis gibt es zwei Untersuchungstische.در مطب دو میز معاینه وجود دارد.