der Unterton

Aussprache: /ˈʊntɐˌtoːn/
Worttrennung: Un·ter·ton
اسم

لحن پنهان، مفهوم ضمنی

Bedeutungen

1

مفهومی که به طور غیرمستقیم و پنهان در کلام یا رفتار فرد وجود دارد و فراتر از معنای ظاهری آن است؛ اغلب بیانگر احساسات یا دیدگاه‌های ناگفته.

  • In seiner Stimme schwang ein deutlicher Unterton der Enttäuschung mit.لحن آشکار ناامیدی در صدای او موج می‌زد.
  • Ihre Worte klangen freundlich, aber ihr Unterton verriet ihre wahre Meinung.کلماتش دوستانه به نظر می‌رسیدند، اما لحن پنهانش نظر واقعی او را فاش می‌کرد.
  • Der Kritiker bemerkte einen sarkastischen Unterton in der Rezension.منتقد لحن کنایه‌آمیزی را در نقد تشخیص داد.