die Unwissenheit

Aussprache: /ˈʊnvɪsn̩ˌhaɪ̯t/
Worttrennung: Un·wis·sen·heit
اسم

بی‌اطلاعی، ناآگاهی

Bedeutungen

1

فقدان دانش، اطلاعات یا آگاهی در مورد یک موضوع خاص؛ جهل.

  • Aus reiner Unwissenheit hat er den falschen Knopf gedrückt.او از روی بی‌اطلاعی محض دکمه اشتباهی را فشار داد.
  • Die Unwissenheit über die Gefahren führte zu einem Unfall.ناآگاهی از خطرات منجر به یک حادثه شد.
  • Manche Vorurteile entstehen aus Unwissenheit.برخی از پیش‌داوری‌ها ناشی از ناآگاهی هستند.