اسم
ناخوشی، کسالت، احساس ناراحتی
جملات نمونه برای Unwohlsein:
Katharina, überwältigt von ''Unwohlsein'' und Ohnmacht, erhielt endlich Erlaubniß, sich von dem furchtbaren Anblick zurückzuziehen, und …
کاترینا که از ناخوشی و ضعف مغلوب شده بود، بالاخره اجازه یافت که از آن منظره وحشتناک دور شود و...