die Unzeitgemäßheit
کهنگی، نامتناسب بودن با زمان، از مد افتادگی
Bedeutungen
1
کیفیت یا حالت کهنه بودن، قدیمی بودن، نامتناسب بودن با زمان حال و از مد افتادگی.
- Die Unzeitgemäßheit der Kleidung war offensichtlich.نامتناسب بودن لباس با زمان حال آشکار بود.
- Er kritisierte die Unzeitgemäßheit der alten Regeln.او از کهنگی قوانین قدیمی انتقاد کرد.
- Die Unzeitgemäßheit des technischen Equipments machte die Arbeit schwierig.از مد افتادگی تجهیزات فنی کار را دشوار میکرد.