die Unzukömmlichkeit
نامناسبت، نامطلوب بودن، نقص، مشکل
Bedeutungen
1
کیفیت یا حالتی که چیزی نامناسب، نامطلوب، غیرقابل قبول یا دارای نقص و اشکال باشد. عدم انطباق با استانداردها یا انتظارات.
- Die Unzukömmlichkeit des Materials machte eine weitere Verwendung unmöglich.نامناسب بودن مواد، استفاده بیشتر را غیرممکن کرد.
- Man muss die Unzukömmlichkeit des Designs sofort beheben.باید فوراً نقص طراحی را برطرف کرد.
- Die Unzukömmlichkeit der Software führte zu vielen Fehlern.نامطلوب بودن نرمافزار منجر به خطاهای زیادی شد.