die Unzuverlässigkeit

Aussprache: /ˈʊntsuːˌfɛrlɛslɪçkaɪ̯t/
Worttrennung: Un·zu·ver·läs·sig·keit
اسم

عدم قابلیت اطمینان، غیرقابل اعتماد بودن

Bedeutungen

1

ویژگی یا حالتی که چیزی یا کسی قابل اعتماد نیست و نمی‌توان به آن اتکا کرد.

  • Die Unzuverlässigkeit des alten Computers verursachte Probleme.غیرقابل اعتماد بودن کامپیوتر قدیمی مشکلاتی ایجاد کرد.
  • Seine ständige Unzuverlässigkeit macht ihn zu einem schlechten Partner.عدم قابلیت اطمینان دائمی او، او را به شریکی بد تبدیل می‌کند.
  • Wir müssen die Unzuverlässigkeit dieser Datenquelle überprüfen.ما باید عدم قابلیت اطمینان این منبع داده را بررسی کنیم.